|
"بسم الله الرحمن الرحيم" |
||
|
Güney Azərbaycan Elektronik Kitab Evi |
||
|
سايت كتابخانه الكترونيك آذربايجان |
||
|
||
|
درس سوم آموزش زبان تركي : بن شناسي «كؤك» ، «ريشه» و «بن» ، كلماتي هم معني هستند كه با يك مفهوم در ادبيات تركي ، فارسي و عربي مورد استفاده قرار مي گيرد. بن كوچكترين ، خالصترين و تجزيه ناپذيرترين قسمت يك كلمه مي باشد. در واقع كلمات قابل تجزيه به اجزاي اصلي هستند و آنچه ديگر تجزيه نگردد ، ريشه آن كلمه مي باشد. kök همانطور كه در درس اول ذكر شد ، زبانهاي تصريفي مانند عربي و فارسي (خصوصاً فارسي) نمي تواند بن كلمه در در ساختارهاي جديد و كلمات جديد حفظ نمايد و چنان صورت تازه اي در كلمات جديد پيدا مي كنند كه گاهي يافتن ريشه اصلي آن بسيار سخت است. براي نمونه در فارسي از فعل امر از مصدر «ديدن» مي شود: «بين». ريشه «ديد» چه ارتباطي به «بين» دارد و شخص از كجا مي تواند با مشاهده واژه هاي «بينا ، بينش ، خوش بيني و ...» احتمال بدهد كه ريشه همه اينها «ديد» است ، مگر آنكه قبلاً اين موضوع را شنيده يا حفظ كرده باشد. زبانهاي التصاقي مانند تركي چنين نيستند. ريشه
كلمه هميشه سالم و دست نخورده باقي مي ماند ، آنهم در ابتداي كلمه. نه حروف
آن جابجا شده و بهم مي ريزد ، نه موقعيت آن تكان مي خورد ، بلكه هر تغييري
هست ، بصورت اضافه شدن و التصاق يك پسوند جديد (به عبارت دقيقتر پي افزوده)
به انتهاي ريشه ايجاد مي شود. مثلاً براي معادل همين مصدر ديدن (گؤرمك) در
تركي داريم: ريشه در تركي همان است كه در ابتداي كلمه مي آيد. چراكه در زبان تركي ، پيشوند وجود ندارد و تمام كلمات از اضافه شدن پسوند (بگوئيم پي افزوده) به انتهاي ريشه حاصل مي شود. پس براي يافتن ريشه كلمه بايد سراغ ابتداي كلمات را بايد بگيريم. اينكه ريشه بيش از 90% كلمات تركي تك هجائي است ، كار ما را بسيار آسان مي نمايد. چرا كه كلمه را تا رسيدن به يك ريشه تك هجائي دنبال مي كنيم. حتي نظريه اي وجود دارد كه مي گويد: «زبان تركي تك هجائي است». البته اين نظريه اثبات نشده است ، چون ما بعضي ريشه هاي تك هجائي را ديگر نمي شناسيم و صورت هزاره هاي پيش آنرا نمي دانيم. مثلاً نمي دانيم آياق (پا) كه دو هجائي است از چه ريشه تك هجائي ايجاد شده است؟ با اينهمه در تركي غالباً با فعلهايي مانند زير سر و كار داريم كه تك هجائي هستند: قاچ (فرار كن) ، آش (يك بلندي را بالا برو و پائين بيا) ، چيخ (بالا بيا) ، يئن (پائين برو) ، مين (سوار شو) ، آت (بيانداز) ، سر (پهن كن) ، سيل (پاك كن) و ... . sil - sər - at - min - yen - çıx - aş - qaç با علم به اين مسائل ، سراغ چند كلمه مي رويم تا
ريشه آنها را پيدا كنيم: əl - ələ - ələmək بورون (دماغ): چون دو هجائي است ، شك داريم كه ريشه اصلي باشد. سراغ هجاي اول آن «بور» مي رويم كه از مصدر «بورماق» (انحنا دادن)است و كاملاً معناي دماغ از آن قابل تشخيص است. بوشانماق (طلاق گرفتن): هر چند اين كلمه خود مصدر
است اما بخاطر چند هجائي بودن ، احتمال بايد داد كه ريشه خالص و ناب نيست.
با حذف نشانه مصدري «ماق» به «بوشان» (طلاق بگير) مي رسيم كه يك فعل لازم
است و از فعل متعدي «بوشا» (طلاق بده) حاصل شده است. باز مي توان احتمال
داد كه «بوشا» هم ريشه اصلي نيست چراكه دوهجائي است. ريشه تك هجائي ابتداي
آن «بوش» (خالي) است كه مفهوم «خالي كردن ، عدم پشتيباني ، تنهائي» را مي
توان از آن استنباط نمود. لذا ريشه «بوشانماق» ، اسم «بوش» است. به ريشه اصلي اين كلمات دقت كنيم تا ببينيم از چه
تشكيل شده است:
doğmaq - doğulu براحتي مي توان شناخت كه «قاشق» از مصدر
«قاشيماق» (خراطي كردن) است و با شناخت تاريخي اين موضوع و پي بردن به
اينكه اولين قاشق از خراطي كردن روي يك چوب بدست آمده است ، مفهوم آنرا مي
پذيريم.
dolmaq - qaşımaq - qaşıq
|
||
|
<< قبلي | Əvvəlki----| www.kitablar.com |< Ana səhifə | صفحه اصلي > | www.kitablar.org |---- Sonrakı | بعدي >> |