|
درس
دهم : صفت
صفت در زبان تركي قبل از اسم آمده و اسم را به
شنونده مي شناساند. اگر قيد وابسته به فعل است ، صفت نيز وابسته به اسم است
و معنا و مفهوم آن همراه با اسم تكميل مي شود.
1ـ ساختار صفت در تركي
صفت در تركي مانند اسم داراي سه ساختار متفاوت است: صفت ساده ، مشتقي و
مركب. كه در ادامه به شرح آن مي پردازيم:
1ـ الف: صفت ساده
ابن نوع صفت كلماتي هستند كه ذاتاً صفت هستند ، مانند: پيس ، ياش ، آغ.
تقريباً تمام صفات ساده تركي تك هجائي هستند. احتمال وجود دارد كه صفات
ساده دو هجائي داراي بن هستند و به تك هجا ختم مي شوند. مانند «ياشيل» كه
احتمالاً از «ياش» گرفته شده است. يا «قيسسا» كه در اصل «قيتسا» از مصدر
«قيتماق» (بريدن) مي باشد. به هرحال چون روي ريشه اين نوع صفات قطعيت وجود
ندارد ، آنها را ساده محسوب مي كنيم.
1ـ ب: صفت مشتقي
همانطور كه در مبحث اسم و پيوندها گفتيم ، منظور از اسم ، بصورت عام شامل
اسم ، صفت ، ضمير ، عدد و ... است. لذا صفت نيز مي تواند از چسبيدن پيوندها
به انتهاي اسم ، عدد ، ريشه فعلي و ... ساخته شود كه با مراجعه به آن مباحث
مي توان صفتهاي مشتقي يا پيوندي را از بقيه متمايز كرد و ديگر نيازي به
اطاله كلام در اينجا نيست.
در اينجا براي نمونه به چند مورد اشاره مي كنيم:
از جمله صفاتي كه از بن فعلي ساخته مي شد: سورگون ، دورغون ، يازيچي ،
قيزاريق ، دونما
از جمله صفاتي كه از بن اسمي ساخته مي شد: دادلي ، يوخولو ، يوخوسوز ،
بوغازجيل
1ـ ج: صفت مركب
صفت مركب نيز مانند اسم مركب مي تواند با تركيبي از صفت ، اسم ، عدد و ...
ساخته شود. با مراجعه به مبحث اسم و ساختار اسم مركب ، اين منظور را راحتتر
تفهيم مي شويد. حالات مختلف اين نوع صفت را در مثالهاي زير تشخيص دهيد:
آجلي ـ توخلو ، آدلي ـ سانلي ، قيرميزي دون ، قارا چادير ، قارا باش كيشي ،
آلچاق كيشي ، بوينوزلو كئچي ، اوجا ـ اوجا ، قيشقيرا ـ قيشقيرا ، بالا ـ
بالا ، قارني توخ آدام ، گؤزو توخ آدام ، بير قيچلي كيشي ، بئش ايلليك
يولداش ، بئش طبقه ليك آپارتمان
2ـ درجات صفات در تركي
درجات صفات در تركي امري استثنائي و منحصر بفرد است. هيچ زباني از نظر
درجات صفات داراي گستردگي و تنوع به اندازه زبان تركي نيست. اولاً در اين
زبان به جاي سه درجه صفت عادي ، برتر و برترين ، پنج درجه صفت داريم.
ثانياً به جاي يك نوع ساختار براي هر كدام ، چندين پيوند براي نشان دادن هر
درجه وجود دارد. در ادامه و با مقايسه آن با صفات زبان فارسي ، به عمق اين
موضوع پي خواهيم برد.
2ـ الف: صفت عادي (آنا صفت)
اين نوع صفت ، ذاتاً صفت است و مقايسه اي بين دو يا چند موضوع صورت نمي
گيرد. مانند: گؤزل ، اوجا ، آلچاق ، كؤك ، آريق ، آغ ، قارا ، پولسوز
2ـ ب: صفت برتر يا قياسي (توتوشدورما صفتي)
براي مقايسه دو چيز در زبان تركي بعد از صفت از پيوند دوگانه «راق/رك» و
گاهي از پيوند چهارگانه «لي» استفاده مي كنند. مانند: ياخشيراق (بهتر) ،
اوجاراق (بلندتر) ، گوده رك (كوتاهتر) ، چوخلو (بيشتر) ، وارلي (پولدارتر)
، خئيلي (زيادتر).
2ـ ج: صفت تفضيلي يا برترين (اوستونلوك صفتي)
در تركي نوشتاري با آوردن «ان» قبل از صفت مفهوم برترين را به صفت مي دهيم.
مانند: ان ياخشي (بهترين) ، ان آلچاق (كوتاهترين) ، ان اوجا (بلندترين) ،
ان پوتا (چاقترين).
در تركي محاوره بجاي «ان» از «لاپ» استفاده مي شود. مانند: لاپ ياخشي ، لاپ
اوجا ، لاپ آلچاق ، لاپ پوتا.
2ـ د: صفت مطلق
اين صفت مخصوص زبان تركي است. در زبان فارسي صفت تفضيلي يا برترين نمي
تواند درجه آن صفت را بطور مطلق نشان دهد. فرض كنيد بلندترين قد دانش آموزي
در يك دبيرستان هزار نفري 147 سانتيمتر است. آيا صفت «بلندقدترين» شايسته
او هست؟ آيا با شنيدن صفت «زيباترين» واقعاً خيالمان راحت مي شود كه هيچ كم
و كسري ندارد يا شايد در مقايسه با ديگران زيبا است و اگر ما ببينيم شايد
زشت هم باشد؟ اين مشكل در زبان تركي بوسيله صفت مطلق حل مي شود و وقتي با
اين درجه ، صفتي را تعريف مي كنيم ، متوجه مي شويم كه آن موضوع ذاتاً داراي
آن صفت است و قياسي صورت نمي گيرد. گاهي اين درجه از صفت را در تركي حالت
مبالغه و شدت نيز تعريف مي كنند.
براي ساختن اين درجه از صفت ، يكي از حروف «م ـ پ» را به انتهاي هجاي اول
اضافه كرده و اين تركيب را قبل از همان صفت مي آوريم(اگر انتهاي هجاي اول
داراي حرف صدادار نيست ، بجاي همان حرف يكي از اين دو حرف را قرار مي
دهيم). مثلاً براي ساختن صفت مطلق براي صفت «قارا» (سياه) ، به انتهاي هجاي
اول آن (قا) ، حرف «پ» را اضافه مي كنيم و تركيب «قاپ» را قبل از همان صفت
(قارا) مي آوريم كه مي شود: قاپ قارا (سياه مطلق). به همين ترتيب مي بينيم:
يام ياشيل ، گؤم گؤي ، گؤپ گؤزل ، آپ آغ (آغ آپ آغ) ، دوم دورو ، بوم بوز ،
ايپ ايستي ، سوپ سويوق ، ساپ ساري ، قيپ قيرميزي ، سپ سرين ، بوم بوش.
2ـ ر: صفت خفيف
همان مشكلي كه در بيان صفت برترين در زبان فارسي داشتيم ، در بيان صفت خفيف
و كم نيز وجود دارد. چطور مي توان خفيف بودن اندازه رنگ ، قد ، دما ،
ديوانگي ، قدبلندي ، كوتاه قدي و ... را بيان كرد. در زبان تركي بيش از ده
ساختار براي به وجود آوردن چنين صفتي و بيان منظور خود وجود دارد كه به چند
نمونه در اينجا اشاره مي شود:
ايمتيل/4: ساريمتيل (مايل به زرد ، زرد خفيف) ، گؤيومتول (آبي كمرنگ ، آنچه
متمايل به رنگ آبي باشد) ، قارامتيل (متمايل به سياهي)
سوو: اوزون سوو (كمي بلند ، متمايل به بلندي) ، دلي سوو (متمايل به ديوانگي
، كمي ديوانه)
شين: قاراشين (متمايل به سياهي) ، آغشين (متمايل به سفيدي) |