|
درس اول
: زبانشناسي زبان يك
پديده اجتماعي است كه به عنوان ابزاري براي مبادله فكر و احساس استفاده مي
گردد. زبان بخاطر زندگي اجتماعي پديد مي آيد حتي اگر اين زندگي اجتماعي ،
دو نفره باشد. بديهي است زندگي انفرادي و تك نفره نيازي به زبان ندارد.
زبان مانند يك موجود زنده داراي تكامل و پويائي است و از ابتدائي ترين
اصوات و كلمات شروع شده و در طول قرنها و هزاره ها كم كم ساختار يك زبان
توانمند را به خود مي گيرد و با تغيير و تحولات فرهنگي ، سياسي ، اقتصادي و
... تكامل مي يابد. از اين رو عده اي را اعتقاد بر اين است كه از روي
گستردگي و غناي يك زبان مي توان قدمت آنرا حدس زد.
يك زبان به همان آرامي و پويائي كه مي تواند شكل بگيرد و غني شود ، به همان
صورت آرام و آهسته نيز مي تواند منقرض شود. لذا تصور اينكه زبان يك محل در
عرض چند دهه كاملاً منقرض شده و جاي خود را به زبان يا تركيبي از زبانهاي
ديگر داده است ، بي اساس و غيرعلمي است.
زبانشناسان ، زبانهاي موجود دنيا را از نظر ساختاري در سه دسته مستقل بررسي
مي كنند: زبانهاي تك هجائي ، زبانهاي تحليلي و زبانهاي التصاقي.
زبانهاي تك هجائي: در اين زبانها ، كلمات همگي تك هجائي بوده و جملات
تركيبي از همين تك هجاها هستند. در اين زبانها ، خبري از پسوند ، پيشوند و
ميانوند نيست و كلمات داراي حالت پذيري نيستند. در واقع تنها حالت پذيري
كلمات همان همسايگي با كلمات تك هجائي ديگر مي باشد. زبانهاي چيني ،
ويتنامي ، جاوه ، تبت و زبانهائي از آفريقا نمونه اي از زبانهاي تك هجائي
هستند.
زبانهاي تحليلي : در اين گروه از زبانها ، ريشه كلمات ممكن است چند هجائي
باشد. در اين زبانها ، از پيوستن پسوند يا پيشوند به كلمات ، كلمات جديدي
بوجود مي آيند ، اما ضمن اين تركيبات ، تغييراتي نيز در ساختمان اصلي ريشه
بوجود مي آيد. به عبارتي ، در اين زبانها ، ريشه كلمات ثابت نيست و ممكن
است به صورتهاي ديگر تبديل گردد ، حتي ممكن است صورت اصلي ريشه كاملاً از
بين رفته و صورت متفاوتي جايگزين آن گردد. مجموعه زبانهاي هند و اروپائي و
سامي از اين دسته زبانها هستند كه بصورت خاص مي توان به زبانهاي فارسي و
عربي اشاره نمود. البته ميزان اين تغيير و تحولات در ريشه كلمات در يك زبان
نسبت به زبان ديگر يكسان نيست. مثلاً در زبان فارسي در اثر اين تركيبات ،
صورت اصلي اسم پايدارتر است ولي ممكن است ريشه اصلي فعل كاملاً تغيير پيدا
كند اما در زبان عربي هم اسم دچار تغيير اساسي مي شود هم فعل. براي مثال از
فارسي: ديدن ، بين ، بازبيني ، ديدار.
زبانهاي التصاقي (پيوندي): در اين گروه از زبانها ، ريشه كلمات ممكن است
چند هجائي باشد. در اين زبانها ، پيوند ريشه كلمات با بعضي كلمات كه ريشه
نيستند ، معاني ديگري براي ريشه استخراج مي كند كه اين معنا ممكن است بسيار
متفاوتتر از معناي ريشه باشد. براي همين دامنه لغات در اينگونه زبانها
بسيار گسترده تر مي گردد. در اينگونه زبانها ، ريشه اصلي كلمات دست نخورده
مي ماند و به راحتي قابل استخراج مي باشد. پيوندها در اينگونه زبانها ممكن
است پيشوندي يا پسوندي باشد. مجموعه زبانهاي اورال ـ آلتاي و از آن جمله
گروه زبان تركي اعم از آذربايجاني يا غيره ، در قالب زبانهاي التصاقي و از
نوع پسوندي مي باشند. براي مثال از تركي:
گؤز ، گؤزل ، گؤزليم ، گؤزليمين ، گؤزليمينكي ، گؤزليمينكيدير.
تقسيم بندي گروه زبانهاي اورال ـ آلتاي
مجموعه زبانهاي اورال ـ آلتاي بسيار گسترده و متنوع هستند و از زبان تركي
تا كره اي را شامل مي شوند اما هر كدام از آنها در شاخه ها و تقسيم بندي
هاي جزئي تر از هم مستقل مي شوند. گروه زبانهاي اورال ـ آلتاي را مي توان
بصورت زير تقسيم بندي نمود:
* شاخه تركي : كه خود به دو زيرشاخه تركي غربي (شامل آذري ، استانبولي ،
تركمني) و تركي شرقي (شامل قزاقي ، قرقيزي ، ازبكي ، ياقوتي ، چاوشي ،
اويغوري) تقسيم مي شود.
* شاخه مغولي : شامل مغولي ، قالموق و بوريات است.
* شاخه فيني : شامل فيني ، لاپني ، مجاري و فنلاندي است.
* شاخه تونغوز : شامل تنغوز و مانجو است.
* شاخه ساموييد : شامل ساموييد است.
* شاخه خاور دور : شامل كره اي و ژاپني است.
پس زبان تركي آذربايجاني ، در مجموعه زبانهاي اورال ـ آلتاي و در شاخه
زبانهاي تركي و در زيرمجموعه زبانهاي تركي غربي مي باشد.
|